![]() لحظه اي با دوست بودن با ياد او از خدا سرودن
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
جستجو
پیوندها
وبلاگ عاشقان
هر چی دوست داری بگو غريبه ي آشنا خواندني هاي ناب وبلاگ تخصصي خانواده حقيقت اين است عشق اشتباه نيست در شبان غم تنهایی خویش سلام برآنکس که هدایت را می پذیرد دوستانه ها همه چیز با خدا ممکن می شود سوال من و جواب تو لیوارجان نگین آذربایجان روزهای سبز باران عشق چشمان فرشته تازه هاي ادبي شهاب-سمانه موسيقي احساس آينده طلايي صاحبدلان اخبار وبلاگ ها ليست وبلاگ ها قالب هاي وبلاگ اخبار ايران اخبار ICT تفريحات اينترنتي تالارهاي گفتگو فروشگاه اینترنتی :: طراح قالب:: |
خدا بود من بودم تو بودی
بدون شرح
سلام شرمنده از تاخیرم در مظلومیت من همین بس که مرا با معاویه مقایسه کردند. (حضرت علی (ع)) دوست دار شما و به یاد شما خدانگهدار |+| نوشته شده توسط محمد صادق در شنبه هجدهم اسفند 1386 ساعت 21:40
و اگه خدا بخواد یه شروع تازه. می خواهم تا بنویسم و بگویم از این لحظه تا همیشه ......... دوست دار شما محمد صادق
اویس را گویند که در تمام عمر هرگز یک شب نخفت.
|+| نوشته شده توسط محمد صادق در پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386 ساعت 8:43
زیباترین شوق دنیای من
يادي از شب يازدهم فروردين 86
زيباترين شوق من گاه سرشار از شوقم و اشتياق تصويركردن ذهنم بر صفحه اي ،قلبم را لبريزمي كند
صورتم خيس مي شود |+| نوشته شده توسط محمد صادق در چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386 ساعت 4:20
به نام دوستی
به نام خدای دوستی ها
عیدتون مبارک باشه وقتی بعد از تحویل سال فال حافظ گرفتم خیلی خوشحال شدم ازاینکه با نیت خوبی ها و دوستی ها قرعه ی فال ما در سال جدید این گونه نمایان گشت
در شگفتم که در اين مدت ايام فراق برسان بندگي دختر رز گو به درآي شادي مجلسيان در قدم و مقدم توست شکر ايزد که ز تاراج خزان رخنه نيافت چشم بد دور کز آن تفرقهات بازآورد حافظ از دست مده دولت اين کشتي نوح |+| نوشته شده توسط محمد صادق در پنجشنبه دوم فروردین 1386 ساعت 3:4
قلب شاعر
متن زير برداشتي از نوشته هاي سايت www.herat.co.uk است. اميدوارم خوشتون بياد. قلم در دستانم مردد است . حواسم مغشوش است . چرا در اين حوالي تاريك شب مرا صدا مي زنند ؟ از من چه مي خواهند؟ هيچ ! انقلاب مرموز قلب ناجور را. فرستادگان آسماني بدون جواب رد مي شوند .خدا شاعرش را در زمين تنها مي گذارد تا نيات تازه اش را دوباره بسنجد . او را همان طور ناجور با تمام مخلوق نگاه مي دارد. چرا شعله هاي قلب اين قدر ممتد است ؟ اين آتش چرا خاكستر نمي شود ؟ به من بگو انسان چرا دوست مي دارد ؟ نشانه اي خون آلود كه قضاي آسماني آن را به زمين نشانيد و حوادث آن را دمي آسوده نگذاشت تا اين كه از اثر تيرها كهنه شد و تبديل يافت. آن نشانه ، قلب من است كه مشيت الهي آن را براي تجديد تعاليم زميني رو به زمين پرتاب كرد ولي يك اقتدار مقدس آن را نگاه داشت . گمنام ماند ، نگذاشت در انقلابات وسيع حيات به آتش و جنگ تسليم شده و خاموش شود . آن اقتدار اثر چند كلمه حرف و چند نگاه بود . بعد از آن فراموش كردم . دوباره در يك انقلاب غير مرئي و يك نواخت ، ولي تازه و عجيب ، قلب شاعر بين زمين و آسمان و فوق ادراك ديگران به خودش پرداخت. مي گويند عشق يك دفعه در مدت عمر هر كس به وجود مي آيد ؛ مراد، عشقي است كه از جدايي هاي غير طبيعي كنوني ناشي شده ولي در آينده، قوانين آن را منسوخ مي دارند. من به عكس بسياري از علماي فلسفه اين عقيده را رد مي كنم . عشق مي آيد ، مي رود ، دوباره مي آيد. مرور زمان همان طور كه يكي از قوانين اوليه تكامل است؛ مي تواند قانون اصلي اضمحلال اشيا هم باشد . مجاورت زمان و حوادث ، مقدمه ي يك كشمكش دائمي طبيعت است . حوادث ، مجذوب و عاشق مي كند . زمان ، آن جذبه و عشق را پاك مي سازد. صفحه ي قلب ، مثل يك لوح است ؛ همين كه يك لكه از روي آن برداشته شد ، جاي لكه ديگر باز مي شود. انسان ، اين طور با وسعت نظر خلقت يافته است . مي بيني چه طور راست حرف مي زنم . محبت با دروغ سازگاري ندارد . دلم مي خواست با زبان مخصوصي كه در بعضي مواقع به كار مي برم قبل از رسيدن به تو برايت چند كاغذ پي در پي هم بنويسم و براي امتحان ، حواست را مشوش كنم . ولي حوادث زودتر از من ، عمل را به دلخواه خود انجام داد . بي جهت عجله شد ! اين الفاظ قانون بود كه ما را به هم نزديك كرد.الفاظ ملاو شاگردي!اما قلب انسان كاري را مي كند كه آن الفاظ از انجام آن كار عاجزند! مرا نگاه بدار .اين قلب من است كه مرا به تو مي دهد ؛ نه الفاظ قانون. دلت مي خواهد شاعري را كه بعد ها با فكرش بيش تر آشنا خواهي شد براي هميشه مطيع خودت داشته باشي ؟ پس جرأت داشته باش . امتحان كن . مطمئن شو و به او راست بگو. |+| نوشته شده توسط محمد صادق در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385 ساعت 3:6
حس غریب
تو همون حس غريبي كه هميشه با مني تو بهونه هر عاشق واسه زنده بودني تو اميد انتظاري تو دلاي نااميد مثل ديدن ستاره تو شباي ناپديد
جمعه هاي سوت وكور هنوز اما نرسيدي اي تجلي ظهور
با توام با تو كه گفتي تكيه گاه عاشقايي ميدونم يه دنيا نوري ساده اي بي انتهايي
مثل لالايي بارون تو كوير بي صدايي تو خود عشقي مي دونم ناجي فاصله هايي
تو همون حس غريبي كه هميشه با مني تو بهونه هر عاشق واسه زنده بودني تو اميد انتظاري تو دلاي نااميد مثل ديدن ستاره تو شباي ناپديد
عمريه دلم گرفته گله دارم از جدايي قايق هميشه حاضر تو كجايي تو كجايي قايق هميشه حاضر تو كجايي تو كجايي
|+| نوشته شده توسط محمد صادق در دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385 ساعت 6:0
عشق آسمونی
به نام مهربان ترین مهربانان سلامي به وسعت دلتنگي هاي كربلا و به وسعت دل پاك تو
میگن تو بین الحرمین
زندگی صحنه ی زیبای هنر مندی ماست
خوش به حال اون گلايي كه رفتن و شرافتشونو به لذت دنيا ندادن
اين روزاي غریب دلتنگي هاش زياده خدایا به حرمت خون شقایقای کربلا همه ما رو هدایت کن آمین یا ارحم الراحمین يك شنبه ساعت۲۴
|+| نوشته شده توسط محمد صادق در دوشنبه نهم بهمن 1385 ساعت 1:44
به نام مهربان ترين مهربانان
اكنون اين منم آن بنده ذليلي كه بر در خانه عزتت ايستاده و شرمندگي عصيان از رويش مي بارد و اين در حاليست كه هيچ گاه از انعامت بي بهره نبوده است
|+| نوشته شده توسط محمد صادق در شنبه هفتم بهمن 1385 ساعت 1:40
هر چيزي در برابر عظمت خدا خوار است
به نام خدا براي هر پيشامد بزرگي كلمه"لا اله الا الله" را آماده كرده ام
برگرفته از مفاتیح الجنان |+| نوشته شده توسط محمد صادق در جمعه ششم بهمن 1385 ساعت 4:12
نامه اي به مهربان ترين مهربانان
نامه اي به مهربان ترين مهربانان
خدايا |+| نوشته شده توسط محمد صادق در پنجشنبه پنجم بهمن 1385 ساعت 3:55
آسمون نگام كن
اخماتو وا كن آسمون |+| نوشته شده توسط محمد صادق در پنجشنبه پنجم بهمن 1385 ساعت 2:5
احساس
قايقي خواهم ساخت |+| نوشته شده توسط محمد صادق در سه شنبه سوم بهمن 1385 ساعت 2:59
شکوفا شدنت مبارک
تقدیم به بهترین گل
I AM NOT THE STORY YOU TELL |+| نوشته شده توسط محمد صادق در سه شنبه دوازدهم دی 1385 ساعت 10:33
ای مهربان ترین مهربانان
خوشحالم كه ان شا الله با اميد به بزرگي و مهر خدا كه ارحم الراحمين است با نيت دوستي و عشق اين شعر از ديوان حافظ قرعه احوال ما شد: بيا که رايت منصور پادشاه رسيد جمال بخت ز روي ظفر نقاب انداخت سپهر دور خوش اکنون کند که ماه آمد ز قاطعان طريق اين زمان شوند ايمن عزيز مصر به رغم برادران غيور کجاست صوفي دجال فعل ملحدشکل صبا بگو که چهها بر سرم در اين غم عشق ز شوق روي تو شاها بدين اسير فراق مرو به خواب که حافظ به بارگاه قبول |+| نوشته شده توسط محمد صادق در جمعه هشتم دی 1385 ساعت 21:45
حرف زندگي
خدايا عاشقاتو در پناه خودت حفظ كن خدايا اميد عاشقاتو نااميدي نكن
|+| نوشته شده توسط محمد صادق در جمعه هشتم دی 1385 ساعت 20:50
سلام اول
نوشته های خود را در وبلاگ newiranian با این امید آغاز می نمایم که در کنار شما دوستان گرامی لحظات خوبی راسپری کنیم.پس به امید روزهای سرشار از خوبی
زمینه های کاری لحظه اي با دوست بودن
لينك هاي ارزشمند خود را از طريق اين وبلاگ به ديگران معرفي نماييد. |+| نوشته شده توسط محمد صادق در دوشنبه چهارم دی 1385 ساعت 7:0
"اشك خدا"
يك شب خاكستريست
|+| نوشته شده توسط محمد صادق در جمعه یکم دی 1385 ساعت 18:59
"خدا دوستي تو"
زمين در تكاپو نبود |+| نوشته شده توسط محمد صادق در پنجشنبه سی ام آذر 1385 ساعت 19:2
|